ویدئو | ورود رئیس‌جمهور چین به آمریکا و استقبال ترامپ ویدئو | دویست‌وهفتمین شب حماسه حضور مردم مشهد در سنگر خیابان | خروش حماسی مردم، ماندگار در تاریخ ایران (اول مهر ۱۴۰۵) ویدئو | «کمک آمریکایی» هدیه پزشکیان به میهمانانش ویدئو | سرشماری نفوس و مسکن ۱۴۰۵ به صورت آنلاین برگزار می‌شود صوت| پادکست بازی‌های آسیایی ناگویا | قسمت پنجم: ریتم و نبرد ویدئو | لحظه شلیک حجت‌الاسلام حسین طائب در آیین افتتاح پایگاه آموزش نظامی جانفدا ویدئو | اول مهر در دارالذکر؛ بچه‌ها به زیارت رهبر شهید آمدند ویدئو | لحظه سقوط جنگنده هاوک نیروی هوایی انگلیس ویدئو | ترک سالن مجمع عمومی توسط هیئت آمریکایی در هنگام سخنرانی مسعود پزشکیان اینفوگرافی| فواید گردو کارتون | شادی‌های راه مدرسه ویدئو | تصویری غم انگیز از مدرسه میناب و چشم انتظاری مادر دانش آموز شهید ماکان نصیری در اولین روز ماه مهر ویدئو| تبریک سال گذشته آقای شهید ایران به مناسبت آغاز ماه مهر ویدئو| نواخته شدن زنگ اول مهر در مدرسه مصلی‌نژاد مشهد توسط پدر شهید زارعی، شهید مدرسه میناب ویدئو| آغاز سال تحصیلی جدید در جوار مدرسه شجره طیبه میناب ویدئو | دویست و ششمین شب حماسه حضور مردم مشهد در سنگر خیابان (۳۱ شهریور ۱۴۰۵) ویدئو | بوی ماه مهر و ۱۶۸ صندلی خالی شهدای دانش‌آموز صوت| پادکست بازی‌های آسیایی ناگویا | قسمت چهارم: شلیک رقصان
سرخط خبرها

پادکست | ۸ روایت تا غدیر | قسمت ششم قرض عقیل

پادکست | ۸ روایت تا غدیر | قسمت ششم قرض عقیل
مجموعه ۸ روایت تا غدیر داستان‌های کوتاه و صوتی است که در دهه ولایت (عید قربان تا عید سعید غدیر) از شهرآرا نیوز منتشر شود.
  • کد خبر: ۱۱۷۳۲۹
  • ۲۵ تير ۱۴۰۱ - ۲۰:۱۶

به گزارش شهرآرانیوز، این روایت‌ها هرچند کوتاه، اما باز هم شنیدنی است. روایت‌هایی که نشان می‌دهد حضرت علی (ع) چرا جانشین نبی خدا (ص) شد.

ماجرای امام علی(ع) و برادرش عقیل

راوی: امام‌علی(ع) گفت: «شمشیرت را بردار، من نیز شمشیر برمی‌دارم و باهم به شهر حیره می‌رویم. آنجا بازرگانان ثروتمند زیادی هست. به خانه یکی از آن‌ها یورش می‌بریم و اموالش را غارت می‌کنیم.»

راوی: هنگامی که علی(ع) زمام امور خلافت را در کوفه به‌دست داشت و اموال بسیاری از بیت‌المال در اختیار حضرت بود، آن شب برادرش عقیل به محضرش آمد و گفت: «مقروض هستم ای علی. از ادای آن عاجزم. بیا و قرض مرا ادا کن.»

توضیح صحنه: صدای سیرسیرکی نشان از شب دارد. صدای عبور یک گاری از دور می‌آید و دو نفر در بازار خلوت کوفه که در حال تعطیلی است حرف می‌زنند و زمزمه‌هایشان تا اینجا می‌رسد. صدای زنجیر و قفل حجره‌ها شنیده می‌شود که تعطیل می‌شوند.

علی(ع): قرض تو چه اندازه است برادر؟

عقیل: صدهزار درهم.

علی(ع): سوگند به خدا آن‌قدر ندارم که بتوانم قرض تو را بدهم. صبر کن تا جیره من از بیت‌المال برسد، قول می‌دهم تا آخرین حد توانم به تو کمک کنم.

عقیل (پوزخند می‌زند): تمام بیت‌المال مسلمین در اختیار توست، آن‌وقت مرا به جیره ناچیز خودت وعده می‌دهی؟ مگر جیره تو چقدر است؟ این‌طور دردی از من دوا نمی‌شود ای علی!

علی(ع): برادر! من و تو در قبال بیت‌المال فرقی با دیگران نداریم. من از حق خودم برای تو می‌گذرم.

راوی: علی(ع) همراه با عقیل در طبقه بالای دارالاماره بودند که مشرف به بازار کوفه بود و آن‌موقع شب بیشتر حجره‌ها بسته بودند.

علی(ع): اگر حرف‌های من تو را قانع نمی‌کند، تنها راهی که می‌ماند این است که سراغ حجره‌های تجار در آن پایین بروی، درها را بشکنی و صندوق‌های پولشان را برداری.

عقیل: تو امیرمؤمنانی! چگونه مرا امر می‌کنی که صندوق‌های مردم را بشکنم؟!

علی(ع): آیا تو هم مرا به شکستن در بیت‌المال دعوت می‌کنی با اینکه در امانت من است؟ ای عقیل، اگر می‌خواهی، شمشیرت را بردار. من نیز شمشیر برمی‌دارم و باهم به شهر حیره می‌رویم. آنجا بازرگانان ثروتمند زیادی هستند. به خانه یکی از آن‌ها یورش می‌بریم و اموالش را غارت می‌کنیم.

عقیل: از من می‌خواهی دزدی کنم؟

علی(ع): تو بگو کدام بدتر است؟! اینکه از مال یک نفر دزدی کنی یا به اموال همه مسلمانان دست‌درازی کنی؟

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->