ویدئو | آتش زدن تأسیسات مخفی استارلینک در بلغارستان ویدئو | ایران چگونه با راهبرد نامتقارن، برتری نظامی آمریکا را به چالش می‌کشد؟ «کافه شهر پلاس»: خواب، میناب و نمایشی درباره مدرسه شجره طیبه | دختری که خواب را نوشید، روی صحنه تئاتر مشهد ویدئو | لحظاتی کمتردیده‌شده از سفر رهبر شهید انقلاب به استان زنجان ویدئو| قسمت دوم «دور امیر» با حضور پیمان قاسم‌خانی ویدئو| طوفان و رعد و برق شدید در شیلی ویدئو| وقوع سیل در استانبول ترکیه ویدئو | شکار مزدوران سعودی در باب‌المندب و فرودگاه ذوباب ویدئو | تاکنون بیش از ۴ میلیون سرپرست خانوار، خوداظهاری را با موفقیت ثبت کردند کارتون | بیشترین میزان ترافیک در مشهد در زمان بازگشایی و تعطیلی مدارس برگزیدگان جشنواره قرآنی از گنجینه‌های فرهنگی حرم مطهر امام رضا(ع) بازدید کردند روایت اولین امدادگری که روز نهم اسفندماه به بیت رهبری رسید | «آقامجتبی» سالم از حادثه خارج شدند + فیلم ویدئو | کنسرت همایون شجریان در هوای بارانی شیراز ویدئو| «داستان اسباب‌بازی ۵» با صدای هومن حاجی‌عبداللهی به شیدا می‌آید ویدئو| تیزر قسمت نهم سریال «کنکل» منتشر شد ویدئو| تیزر جدید «خواب» با بازی رضا عطاران منتشر شد ویدئو| بابک خواجه‌پاشا: برای ساخت فیلم از دارایی‌های زندگی‌مان گذشتیم ویدئو | دویست‌وبیست‌وهفتمین شب حضور مردم مشهد در خیابان | سنگر خیابان، اتحاد ملت ایران را تقویت کرد (۲۱ مهر ۱۴۰۵)
سرخط خبرها

پادکست | ۸ روایت تا غدیر | قسمت ششم قرض عقیل

پادکست | ۸ روایت تا غدیر | قسمت ششم قرض عقیل
مجموعه ۸ روایت تا غدیر داستان‌های کوتاه و صوتی است که در دهه ولایت (عید قربان تا عید سعید غدیر) از شهرآرا نیوز منتشر شود.
  • کد خبر: ۱۱۷۳۲۹
  • ۲۵ تير ۱۴۰۱ - ۲۰:۱۶

به گزارش شهرآرانیوز، این روایت‌ها هرچند کوتاه، اما باز هم شنیدنی است. روایت‌هایی که نشان می‌دهد حضرت علی (ع) چرا جانشین نبی خدا (ص) شد.

ماجرای امام علی(ع) و برادرش عقیل

راوی: امام‌علی(ع) گفت: «شمشیرت را بردار، من نیز شمشیر برمی‌دارم و باهم به شهر حیره می‌رویم. آنجا بازرگانان ثروتمند زیادی هست. به خانه یکی از آن‌ها یورش می‌بریم و اموالش را غارت می‌کنیم.»

راوی: هنگامی که علی(ع) زمام امور خلافت را در کوفه به‌دست داشت و اموال بسیاری از بیت‌المال در اختیار حضرت بود، آن شب برادرش عقیل به محضرش آمد و گفت: «مقروض هستم ای علی. از ادای آن عاجزم. بیا و قرض مرا ادا کن.»

توضیح صحنه: صدای سیرسیرکی نشان از شب دارد. صدای عبور یک گاری از دور می‌آید و دو نفر در بازار خلوت کوفه که در حال تعطیلی است حرف می‌زنند و زمزمه‌هایشان تا اینجا می‌رسد. صدای زنجیر و قفل حجره‌ها شنیده می‌شود که تعطیل می‌شوند.

علی(ع): قرض تو چه اندازه است برادر؟

عقیل: صدهزار درهم.

علی(ع): سوگند به خدا آن‌قدر ندارم که بتوانم قرض تو را بدهم. صبر کن تا جیره من از بیت‌المال برسد، قول می‌دهم تا آخرین حد توانم به تو کمک کنم.

عقیل (پوزخند می‌زند): تمام بیت‌المال مسلمین در اختیار توست، آن‌وقت مرا به جیره ناچیز خودت وعده می‌دهی؟ مگر جیره تو چقدر است؟ این‌طور دردی از من دوا نمی‌شود ای علی!

علی(ع): برادر! من و تو در قبال بیت‌المال فرقی با دیگران نداریم. من از حق خودم برای تو می‌گذرم.

راوی: علی(ع) همراه با عقیل در طبقه بالای دارالاماره بودند که مشرف به بازار کوفه بود و آن‌موقع شب بیشتر حجره‌ها بسته بودند.

علی(ع): اگر حرف‌های من تو را قانع نمی‌کند، تنها راهی که می‌ماند این است که سراغ حجره‌های تجار در آن پایین بروی، درها را بشکنی و صندوق‌های پولشان را برداری.

عقیل: تو امیرمؤمنانی! چگونه مرا امر می‌کنی که صندوق‌های مردم را بشکنم؟!

علی(ع): آیا تو هم مرا به شکستن در بیت‌المال دعوت می‌کنی با اینکه در امانت من است؟ ای عقیل، اگر می‌خواهی، شمشیرت را بردار. من نیز شمشیر برمی‌دارم و باهم به شهر حیره می‌رویم. آنجا بازرگانان ثروتمند زیادی هستند. به خانه یکی از آن‌ها یورش می‌بریم و اموالش را غارت می‌کنیم.

عقیل: از من می‌خواهی دزدی کنم؟

علی(ع): تو بگو کدام بدتر است؟! اینکه از مال یک نفر دزدی کنی یا به اموال همه مسلمانان دست‌درازی کنی؟

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->